تبليغاتX
گل سرخ

گل سرخ

اسمس ...

دعوتم کن به یه بوسه گوشیه دنج یه رویا.من میخام با تو بمونم از الان تا ته رویا.من میخام باشم کنارت با همین رویا بمیرم.من میخام بمیرم اما دستاتو توی دستام بگیرم.واسه به تو رسیدن این همه شب رو دویدم.خسته از طلوع فردا شب به شب خوابتو دیدم

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

اگه کسی می گه که برای تو می میره دروغ میگه!!! حقیقت رو کسی میگه که برای تو زندگی می کنه

ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی.دعوت ما بوده ای , مهمان مردم می شوی؟

انکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد کاش از روزازل فکر دل ما میکرد تقدیم به زندگی

اگر میدانستی که چه طعمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی

انکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد کاش از روزازل فکر دل ما میکرد تقدیم به زندگی

برو برو منم بیزارم از تو خیالم هس که دست وردارم از تو خیالت هس که مو یاری ندارم.

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو

هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

 

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی

خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

سکوتم را به باران هدیه کردم تمام زندگی را گریه کردم.نبودی در فراق شانه هایت .به هر خاکی رسیدم گریه کردم

زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست ردپای اشک هایم را بگیر تابدانی خانه عاشق کجاست

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 0:56  توسط علی  | 

بدون شرح

نخستين متهم تاريخ كسي است كه نداند قلب چه كسي برايش مي تپد.  
گاهى دل اين قدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره/يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدرغم مياره/خنده تلخ آدماهميشه ازدلخوشي نيست/گاهي شكستن دلي،كمترازآدمكشي نيست      
کاش می شد اشک راتهدید کرد.مدت لبخندراتمدیدکرد .کاش می شددرمیان لحظه ها, لحظه دیداررانزدیک کرد.
 بوسه يعني وصل شيرين دو لب ، بوسه يعني خلسه در اعماق شب ، بوسه يعني مستي از مشروب عشق ، بوسه يعني آتش و گرماي شب ، بوسه يعني لذت از دلدادگي ، لذت از شب،از ديوانگي ، بوسه يعني آغازي براي ما شدن ، لحظه اي با دلبري تنها شدن ، بوسه آتش مي زند بر جسم و جان ، بوسه يعني عشق من،با من بمان ، بوسه را تكرار مي بايد نمود ، بوسه يعني وصال دو رود.
ای که حرفه همه عالم شده آوازه ی تو .... خودمو دوست دارم اما نه به اندازه تو
رفتم به سویه ساحل به سویه موجه دریا  .... دریا همون دریا بود ، شن ها همون شن ها بود ... اما فقط یاد تو به جایه تو اونجا بود.
از رو بر گر داندن ديگران نگران نباش تا وقتي نگاه خدا رو به توست!
منتظر باش اما معطل نباش ، تحمل بکن اما توقف نه ، صریح باش اما گستاخ نه ، قاطی باش اما لج باز نه ، بگو آری نگو حتما ، بگو نه اما نگو ابدا
 ميخواستم اسمتو رو سينم خالكوبي كنم اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت كنه
  شيشه دل را شكستن را احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد از هم مي پاشه
وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد  ...  امروزو فردا بی گمان فرقی ندارد ، تا نزده مردم یاسمن بی شاخه زیباست  ...  هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد  ... وقتی برای مرده بودن زنده هستیم، گهواره با تابوتم فرقی ندارد
ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست ... یا من مستو خرابم یا ساز تو ساز نسیت  ....امشب مخالف می نوازد تار تو .... یا من مستو خرابم یا تار تو تار نیست؟
درد رو از هر طرف كه بخوني درد است بيهوده دنبال ميانبر نباش.
نشكن دلي كه اميدش به توست خواهد گذشت بر او ولي اين شكست توست.
شمابه جرم حمل مرام وداشتن صفابه حبس ابددرقلب من محكوم هستيد.
¤¤¤¤()¤¤¤¤  اين ساعت مچي منه عقربه هاشوبرداشتم تانفهمم چندوقته ازت دورم. 
گردلي دارم بدان دردست توست، گرتني دارم بدان سرمست توست ، گردلم بشكني بادست خود دل نگيرم ازتو چون دل هم مست توست
نخواهم گل كه گل بى اعتباراست تمام عمرآن فصل بهار است توراخواهم من از گلهاى عالم كه ياد توهميشه ماندگاراست
من از طرحه نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم.
بزرگی پرسید : یک دوست می خوای یا یک دنیا ؛ گفتم : هیچکدام، چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست.
+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 0:37  توسط علی  | 

در سوگ خورشید

آنشب زمین و آسمان ماتم سرا بود / ماتم سرا در سوک ختم الانبیا بود

آنشب مدینه شاهد مرگ سحر بود / ماه صفر آماده از بهر سفر بود

آنشب شقایق خون به جام لاله می ریخت / از آبشار دیده خود ژاله می ریخت

خورشید به سوگ مصطفی می گرید

مهتاب به حال مجتبی می گرید

در مشهد دل چه کربلایی برپاست

قومی به شهادت رضا می گرید

رحلت جانگداز رسول مکرم (ص)شهادت غریبانه امام مجتبی (ع)شهادت مظلومانه امام رضا ( ع) بر مسلمانان جهان به ویژه تمامی شیعیان محب پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت تسلیت باد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 22:46  توسط علی  | 

بدون شرح

نخستين متهم تاريخ كسي است كه نداند قلب چه كسي برايش مي تپد.  

گاهى دل اين قدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره/يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدرغم مياره/خنده تلخ آدماهميشه ازدلخوشي نيست/گاهي شكستن دلي،كمترازآدمكشي نيست      

کاش می شد اشک راتهدید کرد.مدت لبخندراتمدیدکرد .کاش می شددرمیان لحظه ها, لحظه دیداررانزدیک کرد.

 بوسه يعني وصل شيرين دو لب ، بوسه يعني خلسه در اعماق شب ، بوسه يعني مستي از مشروب عشق ، بوسه يعني آتش و گرماي شب ، بوسه يعني لذت از دلدادگي ، لذت از شب،از ديوانگي ، بوسه يعني آغازي براي ما شدن ، لحظه اي با دلبري تنها شدن ، بوسه آتش مي زند بر جسم و جان ، بوسه يعني عشق من،با من بمان ، بوسه را تكرار مي بايد نمود ، بوسه يعني وصال دو رود.

ای که حرفه همه عالم شده آوازه ی تو .... خودمو دوست دارم اما نه به اندازه تو

رفتم به سویه ساحل به سویه موجه دریا  .... دریا همون دریا بود ، شن ها همون شن ها بود ... اما فقط یاد تو به جایه تو اونجا بود.

از رو بر گر داندن ديگران نگران نباش تا وقتي نگاه خدا رو به توست!

منتظر باش اما معطل نباش ، تحمل بکن اما توقف نه ، صریح باش اما گستاخ نه ، قاطی باش اما لج باز نه ، بگو آری نگو حتما ، بگو نه اما نگو ابدا

 ميخواستم اسمتو رو سينم خالكوبي كنم اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت كنه

  شيشه دل را شكستن را احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد از هم مي پاشه

وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد  ...  امروزو فردا بی گمان فرقی ندارد ، تا نزده مردم یاسمن بی شاخه زیباست  ...  هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد  ... وقتی برای مرده بودن زنده هستیم، گهواره با تابوتم فرقی ندارد

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست ... یا من مستو خرابم یا ساز تو ساز نسیت  ....امشب مخالف می نوازد تار تو .... یا من مستو خرابم یا تار تو تار نیست؟

درد رو از هر طرف كه بخوني درد است بيهوده دنبال ميانبر نباش.

نشكن دلي كه اميدش به توست خواهد گذشت بر او ولي اين شكست توست.

شمابه جرم حمل مرام وداشتن صفابه حبس ابددرقلب من محكوم هستيد.

¤¤¤¤()¤¤¤¤  اين ساعت مچي منه عقربه هاشوبرداشتم تانفهمم چندوقته ازت دورم. 

گردلي دارم بدان دردست توست، گرتني دارم بدان سرمست توست ، گردلم بشكني بادست خود دل نگيرم ازتو چون دل هم مست توست

نخواهم گل كه گل بى اعتباراست تمام عمرآن فصل بهار است توراخواهم من از گلهاى عالم كه ياد توهميشه ماندگاراست

من از طرحه نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم.

بزرگی پرسید : یک دوست می خوای یا یک دنیا ؛ گفتم : هیچکدام، چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 12:18  توسط علی  | 

میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن

برای برداشتن قدمهای بزرک در زندگی حتما از شلوار کردى استفاده کنید!

من آهنگ غریب روزگارم. غمی بی انتها در سینه دارم. تمام هستی ام یک قلب پاکست. که آن را زیر پایت می گذارم.

به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان.الهی یکی پبدابشه رو دلت پا بزاره.هرچی که با من میکنی یه روز به روزت بیاره

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است

باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد

لوبیا پلو و ماهی..فدات بشم الهی..من عاشق تو هستم.. تو قابلمه نشستم.. یه لنگه کفش تو دستم..منتظر تو هستم

عمری با غم عشقت نشستم.به تو پیوستم واز خود گسستم.ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود.تو را دیدم. پرستیدم . شکستم

قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری.از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .

اسپانیایی ها میگن : "عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است ." ایتالیایی ها میگن:"عشق یعنی ترس از دست دادن تو !" ایرانی ها میگن :"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود

برنارد شاو : مراقب باشید چیزهایی که دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبور خواهید شد چیزهایی را که بدست آورده اید دوست بدارید

به غضنفر میگن مبارک باشه ازدواج کردی...میگه دائمی نیست...اعتباریه

نصیحت یکی به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 12:23  توسط علی  | 

تبریک

عید سعید قربان

عید سر فرازی در درگاه حضرت باری تعالی

عید پا گذاشتن بر روی نفس شیطانی

عید تسلیم محض بودن در پیشگاه خدا

عید از عزیزتر از جان گذاشتن برای عزیزترین ها

بر شما دوستان مبارک

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:42  توسط علی  | 

کاش ...

کاش آسمان ميدانست درد من چيست !


کاش ميدانست نياز من چيست!


کاش ميدانست به يک قطره 
باران نيز قانعم....


کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست!


دلم مثل کوير از محبت و عشق خشک و بي جان است ،

 عاشقم ولي ، يک عاشق
تنها!


يک عاشق بي ... ! عاشقي که معشوقش در کنارش نيست....


کاش دريا ميدانست کوير چيست!


راز درون دريا رويايي است محال براي همان کوير تنها!


دلم مثل کوير آرزوي ديدن دريا را دارد اما دريايي نيست تنها يک خواب است و بس!


کاش باران ميدانست معني 
انتظار چيست ....


مني که همان کوير تشنه و بي جانم سالهاست که انتظار يک قطره باران


را ميکشم اما افسوس که اين انتظار بيهوده است....


و اي کاش آسمان ميدانست درد دل اين کوير خسته و تشنه چيست!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:22  توسط علی  | 

اشعار خنده دار

در فصل زمستون که لبو میچسبد / آغوش و فشار و گفتگو میچسبد پس شعله بخاری ها را  کم کن /  که فقط زیر پتو میچسبد !!! شرکت ملی گاز ایران !!!



ای همه دار و ندارم / ای تو ماه شب تارم جز تو من کسی ندارم / که سر کارش بذارم !!!


لیمو نخور ترش کنی منو فراموش کنی !
هندونه بخور ناز کنی ٬ منو همیشه یاد کنی !!


میان کــــــوی و برزن تیـــــــــره بختی
به خود پیچی، نگه داری به سختی!
ز کمبود دبلیو.سی است در شهــــر
"اگـــــــــــر دیدی جوانی بر درختی..."!


واسه تو میخک و واسه بقیه رز میارم . تو رو هر وقت می بینم یه جورایی بُز میارم . تو قرار با خوشگلا سیب بهشون هدیه میدم . واسه تو که میمونی یه عالمه موز میارم


 اتل متل جدايي عروسكم كجايي؟ گاو حسن پريشون يه دل داره پر از خون عشقم كه رفت هندستون خونم شده قبرستون يه عشقه ديگه بردار يه دنيا غصه بردار اسمشو بزار بچگي تا آخر زندگي هاچين واچين تموم شد عمر منم حروم شد


واسه تو میخک و واسه بقیه رز میارم . تو رو هر وقت می بینم یه جورایی بُز میارم . تو قرار با خوشگلا سیب بهشون هدیه میدم . واسه تو که میمونی یه عالمه موز میارم


تو را از گُل نه از گِل آفریدند ... ز عطر یاس و سنبل آفریدند .... نمی دانم تو را با این همه حسن ..... چرا اینگونه منگل آفریدند ؟


روزی تو را ز مستی تشبيه به ماه کردم ... لامپ 100 هم نبودی من اشتباه کردم !


عجب رسمیه رسم زمونه ، اس ام اس شده کار شبونه ، میرن مسیجا از اونا فقط هزینه هاشون به جا میمونه! چی شد اون (ل....)  / کجاست اون (ت.....) ، جوکاشون چی شد خدا میدونه!

من ساده و بیرنگم / من عاشق دلتنگم
صد بار بزن قطع کن / من عاشق تک زنگم!


الایا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها را ... و از این جور مشکلها


مرا هرجور خواهی در به در کن
جفایت رااز این هم بیشتر کن
بزن با عشق خود آتش به جانم
ولی آتش نشانی را خبر کن.


به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس
که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟
اگر عقدم نخوانی سال جاری
روم تهران، شوم دختر فراری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:34  توسط علی  | 

تبریک میلاد

غرق نور است و صفا گنبد زرد رضا

بوی گل بوی گلاب می رسد از همه جا

آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده /ای حرمت ماجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده/ لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده .

سالها تاریخ شمسی گشت و گشت / شادمان شد تا شنید این سرگذشت / روز میلاد امام هشتم است / هشت هشت جمعه هشتاد و هشت.

امشب جهان شیعه را شور و صفای دیگری است/ اهل ولا را از شعف حال و هوای دیگری است / نای منادی را به ما زیبا ندای دیگری است / شهر مدینه شاهد نشو و نمای دیگری است / آدم برای تهنیت در نزد احمد آمده /گامشب به عالم عالم آل محمد آمده

میلاد سراسر نور و رحمت هشتمین امام شیعیان شمس الشموس آقا امام علی بن موسی الرضا (ع) مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 7:3  توسط علی  | 

پرسش هاي مهم پاسخ هاي کوتاه‏ -17

سؤال: چرا خداوند انسان ها را متفاوت آفریده و آیا این تفاوت ها ظلم نیست؟

پاسخ: یک دانشمند که کتاب یا مقاله ای  می نویسد، حروف متفاوتی را در کنار هم قرار می دهد تا مقاله اش کامل شود، اما اگر تمام صفحات را تنها از یک حرف پر کند، دیگر ان مقاله نمی شود و مفهومی نخواهد داشت.تفاوت حروف ظلم نیست ، اگر شما کلمه (( ادب)) را نوشتید، دراین کلمه حرف (( الف)) عمودی و حرف ((ب))  افقی و حرف ((د)) خمیده است که ترکیب آن یک معنا دار می سازد. هیچ  یک از این حروف حق ندارد به نویسنده اعتراض کند و مثلاً (( الف)) بگوید: چرا من ایستاده ام؟ ((ب)9 بگوید: چرا من خوابیده ام؟ و ((د)) بگوید: چرا من خمیده ام؟ زیار ظلم در جایی است که مثلاً حرف (( د)) قبلاً خمیده نبود وما کمر او را خم کرده باشیم و یا از حرف ((د)) صدای دیگری توقع داشته باشیم.اما اگر از آغاز، ((د)) را خمیده خلق کردیم و از آن انتظار صدای خودش را داشتیم ، ظلمی در کار نیست.

چنانکه اگر یک قالی بزرگ را با چاقو تکه تکه کنیم و آن را به صورت چند قالیچه کوچک در آوریم، ظلم است ، چون بزرگی را از او گرفتیم  و کوچکش کرده ایم.اما اگر از آغاز قالیچه های کوچکی بافتیم، اینجا ظلمی صورت نگرفته است، چون کمالی را از آن نگرفته ایم.هیچ کس به مدیران کارخانه های چینی سازی که ظروف کوچک و بزرگو متفاوتی را تولید می کنند ، ظالم نمی گوید، چون هیچ ظرفی از اول نبوده و از خود کمالی نداشته تا کمالش گرفته و به او می  شده باشد.تفاوت انسان ها در خلقت نیز بر اساس حکمت الهی است، نه آنکه  ظلم به کسی باشد، زیرا از هر کس به همان مقدار که به او داده شده، انتظار می رود نه بیشتر.

 

سؤال: پرونده عمل انسان ، چه زمانی بسته می شود؟

پاسخ: شخصی برق سالن و تالار عروسی را خاموش و فرار می کند . اگر او را برای مجازات دستگیر کنند، کیفر عادلانه زمانی است که تمام حوادث پیش آمده را به حساب آورند. مثلاً :به خاطر تاریکی ظرف هایی شکسته شد. دو نفر از پله ها افتادند .سر چند نفر به ستون خورد. شیرینی ها ریخت. اطفالی ترسیدند و گریه کردند.برای خارج شدن از سالن تاریک، زمان زیادی تلف شد. خانواده های عروس و داماد از مهمان ها خجالت کشیدند .آری ، تمام آثار خاموش شدن سالن ، باید محاسبه و بر اساس آن، جریمه تعیین شود.

قران در این زمینه می فرماید: ( نکتب ما قدموا وآثارهم) هم خود اعمال را می نویسیم و هم آثار انها را، در حدیث می خوانیم: هرکس کار خوبی را بنا نهد، پاداش تمام کسانی که به آنکارعمل کنند، بدونآنکه از عامل کم شود، به او داده می شود. همان گونه که اگر کسی راه بدی را به روی مردم باز کند، در گناه تمام کسانی که در آن را پا نهند شریک است.

(( من سَنّ سُنةً عُمِل بها من بَعده کان له أجره و مثل اُجورهم من غیر أن ینقص من اُجورهم سیئاً و مًن سَنۀ سُنَّة سَیِّئَة فَعُمل بها بعده کان علیه وزره و مثل أوزارهم من غیر أن یَنقصّ من اوزارهم شیئاً))

گاهی یک نفر دیگری را سیگاری یا معتاد می کند و دومی نفر سوم را و او نفر چهارم را، نفر اول در گناه نفرات بعدی شریک است.در حدیث می خوانیم : والدین درتمام کارهای خیر فرزندان شریکند و معلم کلاس اول در پاداش تحصیل دوره های بعد شریک است.

 

سؤال: چرا قران، غیبتِ دیگران را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه کرده است؟

پاسخ: دلائل متعددی برای این تشبیه قران بیان شده  است : ( أیُحِبُّ أحدکم ان یاکل لحم أخیه مَیتاً)

  1. مُرده ، روح ندارد تا از خود دفاع کند و شخصی هم که مورد غیبت قرار می گیرد، حضور ندارد تا از خود دفاع کند.
  2. غیبت، ریختن آبرو است و آبرو که رفت،  قابل جبران نیست. همان گونه که گوشت مرده، اگر کنده شود، قابل جبران نیست.اگر مالی گم شود، قابل جبران است اما آبرو که رفت، دیگر جبرانش شبیه محال است و تفاوتی هم نمی کند که به قصد جدی باشد یا از روی شوخی و مزاح ، زیرا در هر دو صورت، آبروی طرف می ریزد.
  3. گوشت به تدریج رشد می کند ولی یکباره خورده می شود، آبرو هم به تدریج پیدا می شود ولی غیبت کننده یک مرتبه آن را می ریزد .
  4. انسان سالها زحممت کشیده تا وجهه و آبرویی کسب کردهاست و شما با غیبت کردن،  نتیجۀ زحمات او را نابود می کنید.

 

سؤال: توبه چیست و چگونه باید باشد؟

پاسخ: اگر راننده در مسیری به انحراف رفت، پس از توجه ، از راهی که رفته باز می گردد، ولی اگر به مسیر خود ادامه دهد و فقط بهز بان بگوید: منحرف شدم، منحرف شدم، ماشین به مسیر اصلی بر نمی گردد و هیچکداماز مسافران ، عذر این راننده را نمی پذیرند.

توبه ، یعنی بازگشت از خلافکاری و جبران گذشته ، که در این صورت خداوند ، هم توبه را می پذیرد: ( ان الله یقبل التوبه)و هم توبه کننده را دوست می دارد: ( انّ الله یحب التوابین)

اگر مال کسی را به ناحق خورده است ، به صاحبش برگرداند و اگر نمی خواهد شناخته شود، از طریق بانک یا واسطۀ دیگر، بدون آن که خودش را معرفی کند ، مبلغ را به حساب او بریزد.

اگر کسی را آزرده ، عذر خواهی کند. اگر نمازی را نخوانده، قضا کند. اگر حقی را که باید اظهار کند، کتمان کرده است اعلام کندو به هر حال آنچه را خلاف کرده باید به نحو مطلوبی اصلاح کند.

قران در کنار جملۀ ( تابوا)  فرمود: ( واصلحوا) یعنی توبه ، همراه با اصلاحات و جبران کاستی هاست.توبه باید فوری باشد ، زیرا اگر گناهان جمع شوند، توبه  مشکل می شود. غبار روی لباس با فوتی بر طرف می شود، ولی انبوه خاکِ روی زمین ، با فوق بر طرف نمی شود

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 2:43  توسط علی  |